کلام فاخر

بینش مطهر

کلام فاخر

بینش مطهر

کلام فاخر

مقام معظم رهبری: مرحوم شهید مطهری مرد بسیار عمیق و با فکر و پُر مغزی بود؛ ایشان از دانشهای لازم برای این تحقیقات برخوردار بود؛ فلسفه می‌دانست،
کلام می‌دانست،
فقه می‌دانست،
تاریخ می‌دانست.
ایشان در هر بحثی وارد می‌شد، زوایای آن را کاوش می‌کرد؛ بنابراین آثار ایشان خیلی با ارزش است. من یک وقت به دوستان طلبه می‌گفتم اگر کسی فقط آثار ایشان را از اول تا آخر با دقت بخواند، کافی است که او را به یک سطح راقی از معارف عمیق اسلامی برساند. شما که اینها را تلخیص کرده‌اید و برنامه‌ریزی شده و شکل داده شده ارائه می‌دهید، خوب و بسیار با ارزش است.(Khamenei.ir)

نویسندگان

خدا در زندگى انسان / آیت‌الله شهید مرتضى مطهرى - بخش دوم

موسویان | چهارشنبه, ۲ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۵۴ ق.ظ


اما به تعبیر دیگر مى‏گوییم: توحید نظرى و توحید عملى؛توحید نظرى منقسم مى‏شود به توحید ذاتى، توحید صفتى، توحید فعلى. معناى توحیدهاى نظرى، چگونه دانستن و چگونه فکر کردن است. انسان‏موجودى است مفکّر، داراى اندیشه، منطق و استدلال؛ یعنى فکر واستدلال و اندیشه و منطق انسان باید برسد به مرحله این سه توحید:توحید ذاتى و صفتى و فعلى؛ یعنى انسان این‌چنین بیندیشد. پس توحید نظرى یعنى توحیدى اندیشیدن، خدا را در ذات، صفات و فعل، واحد ویگانه دانستن؛ از نوع دانستن است.

اما توحید در عبادت یا توحید عملى از نوع بودن است؛ یعنى موحّد بودن. آنها از نوع اندیشیدن است، این از نوع بودن است؛ یعنى ما باید این‏جور باشیم. به عبارت دیگر توحیدهاى نظرى و فکرى وقتى در مرحله‏عمل در وجود انسان پیاده مى‏شود آن وقت اسمش مى‏شود توحید عملى‏یا توحید در عبادت، به معنى اعمّى که توحید در عبادت دارد. اخلاص وتوحید و شرک در اسلام یک معنى بسیار وسیعى دارد که این مطلب راتوضیح خواهیم داد.

جلساتى بود در دو مسجد دیگر در غرب تهران ‏که من در آن جلسات تحت عنوان «خدا در اندیشه انسان»13 بحث کردم. بحثهایى که ما در آنجا کردیم همه، بحثهاى نظرى و فکرى بود؛ نمى‏خواهم بگویم همه بحثهاى نظرى که باید بشود، بلکه قسمتى که در آنجا بحث کردیم، همه از نوع توحیدهاى نظرى و فکرى بود. عنوان و تیتر مسائلى را که در آنجا طرح کردیم، اکنون ذکر کردم. در این مجلس مى‏خواهیم‏ درباره توحید عملى بحث کنیم و لهذا عنوان بحث ما در اینجا «خدا درزندگى انسان» است.

 

توحید عملى، لازمه توحید نظرى

از خصوصیات اعتقاد به توحید این است که یک فکر و اندیشه‏اى است‏که خود به خود در انسان، نوعى بودن و نوعى زیستن را به وجود مى‏آورد. در اندیشه‏هاى انسان بعضى از اندیشه‏هاست که از نظر اینکه چگونه باید بود، هیچ اثرى نمى‏گذارد؛ مثلاً اگر ما بیاییم دراطراف کهکشانها مطالعه کنیم و به اندازه‏اى که علماى نجوم اطلاعات‏ درباره کهکشانها دارند، اطلاع پیدا کنیم، مثلا در این کهکشانها چقدرخورشید وجود دارد و این خورشیدها چقدر سیارات و اقمار و زمینها به‏دور خود دارند، فاصله اینها تا ما چقدر است، این فاصله‏ها را جز با سیر نورى نمى‏شود اندازه‏گیرى کرد، آیا یک کهکشان در عالم وجود دارد یا بیشتر؟

خیلى اطلاعات مفید و خوبى هم براى انسان است؛ ولى دانستن و ندانستن اینها انسان را به این فکر فرو نمى‏برد که پس چگونه باید بود؛ براى اینکه در زیستن و بودن من اثرى ندارد که یک کهکشان داشته‏باشیم یا هزار کهکشان، آیا در این کهکشان ما هزار خورشید وجود داردیا یک میلیون و یا صد میلیون خورشید، آیا هر خورشیدى چقدر سیاره‏به دور خود دارد؟ آیا اینها در چگونه بودن و چگونه زیستن من اثرمى‏گذارد؟ نه، ربطى پیدا نمى‏کند. اندیشه است، اندیشه درستى هم هست؛ ‏ولى در چگونه بودن من اثرى نمى‏گذارد.

از آن جمله [اندیشه‏ها، اندیشه چگونگى پیدایش شبانه‌روز است.] علماى قدیم معتقد بودند که زمین مرکز عالم است و ستارگان از آن جمله‏ خورشید به دور زمین مى‏چرخند. علماى جدید آمدند بطلان این نظریه ‏را ثابت کردند که خیر، خورشید مرکز این سیارات است؛ چند سیاره‏است و از آن جمله زمین؛ زمین ما به دور خورشید مى‏چرخد نه خورشیدبه دور زمین. قدما خیال مى‏کردند شبانه‏روز، سیر شبانه‏روز، این بیست وچهار ساعت شبانه‏روز که به وجود مى‏آید، از حرکت خورشید به دور زمین است؛ علماى بعد ثابت کردند که خیر، از حرکت زمین به دور خوداست. آیا این در چگونه زیستن و چگونه بودن انسان تأثیرى مى‏بخشد؟ نه، در این جهت تأثیرى ندارد؛ یعنى این طور نیست که اگر زمین به دور خود بچرخد و شبانه‏روز این گونه پیدا بشود، پس من یک جور باید باشم، ‏ولى اگر خورشید به دور زمین بچرخد و شبانه‏روز از حرکت خورشیدپیدا بشود، پس من جور دیگر باید باشم.

 

تأثیر اعتقاد به خدا در زندگى انسان

اما بسیارى از مسائل در عالم هست، و در رأس همه آن مسائل مسئله‏خدا، [که در چگونه زیستن و چگونه بودن انسان اثر دارد.] اعتقاد به خدا نوعى جهان‏بینى به انسان مى‏دهد که انسان خواه ناخواه فکر مى‏کند که‏ بنا بر این من اینجور باید باشم نه آنجور؛ یعنى اگر انسان اعتقاد به خدا نداشته باشد، قهراً در چگونه بودن خودش یک جور فکر مى‏کند، اگر اعتقاد به خدا داشته باشد در چگونه بودن خودش جور دیگر فکرمى‏کند. نمى‏تواند در هر دو نحوه یک جور فکر بکند، چرا؟

واضح است؛ براى اینکه اگر بگوییم «خدا» معنایش این است: عالم، هستى و از آن‏جمله خود من از یک مبدأ حکیم علیم مُدرک شاعر به وجود آمده‏ام. فوراً این سؤال مطرح مى‏شود: آیا خلقت عبث است یا غایتى دارد؟ آیا من عبث و پوچ آفریده شده‏ام، یا براى چیزى آفریده شده‏ام؟ اگر خلقت ‏عالم بر اساس تصادف باشد، [به این نحو که] ماده‏اى حرکات بى‏نظمى‏در عالم داشته است؛ ماده به حرکات خودش واقف نیست و توجه به‏غایت و هدف هم ندارد، کورکورانه عمل مى‏کند و در ضمن حرکات‏تصادفى، انسان هم یک تصادف و یک فلته‏اى14 است که در این عالم به‏ وجود آمده است، در این صورت «براى چه» ندارد، «من براى چه خلق‏شده‏ام» معنى ندارد. مثل این است که بگوییم من «آتش چرخان» را چرخاندم، ناگهان جرقه‏اى پرید رفت آنجا؛ بعد بگوییم آن جرقه باخودش فکر کند من براى چه رفتم آنجا؟ این دیگر «براى چه؟» ندارد.

ولى [اگر عالم از یک مبدأ حکیم به وجود آمده باشد، من با خود مى‏گویم15] چگونه باشم که با آن منظورى که خلقت من براى آن منظور است، منطبق بشود؟ و چگونه اگر باشم، بودنم با آن منظور در خلقت منطبق ‏نمى‏شود؟ و اگر منطبق نشود، بعد چه مى‏شود؟ بدبختى و شقاوت است. یامن باید با هدف و منظور خلقت هماهنگى داشته باشم [که منتهى مى‏شودبه] سعادت، و یا ستیزه‏گرى داشته باشم [که منجر مى‏شود به] شقاوت وبدبختى. این است که توحید نظرى به دنبال خود توحید عملى رامى‏آورد.

 

سلامت روانى، اولین اثر توحید در زندگى انسان

مطلب دیگرى را که اولین مطلب ما در باب توحید عملى است ـ به‏مناسبت آیه‏اى که تلاوت کردم ـ عرض مى‏کنم. به نظر من این آیه قرآن ازآن آیاتى است که جنبه اعجازآمیز دارد [در ارتباط با16] روح و روان‏انسان از نظر نکته روانى که در بر دارد. خود مضمون آیه را شما در نظربگیرید.

قرآن مثل مى‏آورد براى موحد و مشرک؛ یعنى براى آن که توحیدعملى دارد و آن که شرک عملى دارد. مى‏گوید: شما دو نفر را در نظربگیرید؛ یکى انسانى که در او چند نفر شریکند، یعنى انسانى که برده چند نفر است و این شرکا شرکاى متشاکس‏اند. اگر چند نفر در یک ملک مثلا یک خانه با یکدیگر شریک باشند، ممکن است چند نفر شریکى باشند رفیق و هماهنگ با یکدیگر؛ مثلا چند برادر در یک خانه با یکدیگرشریکند و با هم توافق و هماهنگى دارند؛ اینجا مشکلى به وجود نمى‏آید؛ ولى ملکى را در نظر بگیرید که چند نفر مالک داشته باشد؛ مالکهاى بدخو، ناسازگار و متضاد؛ آن یکى مى‏گوید که من به حسب حصّه خودم مى‏خواهم بیاییم در این‏خانه بنشینیم به کسى اجاره ندهیم. آن دیگرى مى‏گوید خیر، باید اجاره ‏بدهیم. آن یکى مى‏گوید که من مى‏خواهم اینجا را اجاره بدهم به‏ مشروب‏فروشى، حتما باید چنین بشود. آن دیگرى مى‏گوید نه، من‏مى‏خواهم اینجا را اجاره بدهم براى فلان کار دیگر، حتما باید چنین‏بشود، حرف من دو نباید بشود. چون موضوع، یک ملک است و شعور و ادراک ندارد، از نظر خود شرکا ناراحتى هست، ولى از نظر ملک (که به‏حسب مثالى که عرض کردم، یک خانه است) ناراحتى ندارد.

قرآن مى‏گوید مثل را شما به یک موجود زنده بزنید، آنهم موجود زنده شاعر مُدرک. یک انسان را در نظر بگیرید که برده چند مالک ‏باشد و این مالکها شرکاى بدخو و متخالف و ناسازگار باشند؛ ببینید حال‏ این بنده بیچاره چه خواهد بود! آن یکى با کمال اخم به او فرمان مى‏دهد: «فلانى، امروز باید حتماً چنین کارى بکنى. اگر نکنى، مجازاتت خواهم کرد.»آن دیگرى مى‏گوید: «حتماً باید به حرف او [عمل] نکنى، به حرف من بکنى، اگراینچنین نکنى مجازاتت مى‏کنم.» سومى حرف دیگرى مى‏زند، چهارمى‏حرف دیگر و پنجمى حرف دیگر. قرآن مى‏گوید: یک آدم دیگر را هم‏برده در نظر بگیرید، ولى برده و بنده‏اى که اختصاص دارد به یک آمر وحاکم؛ یک آمر و فرمانده بیشتر ندارد؛ یعنى تکلیف و برنامه‏اش از اول تا به آخر روشن است. قرآن این مثل را مى‏آورد براى حالت درونى انسان.

انسان در اخلاق خودش، در درون خودش، در خواسته‏ها وتمایلات خودش ]از این نظر یعنى از نظر وحدت یا کثرت آمر و حاکم‏چگونه باید باشد؟ [اولین سؤال این است: آیا واقعا انسان مى‏تواند دردرون خودش آزاد زندگى کند به این معنى که هیچ خواسته و آرزویى‏نداشته باشد، به دنبال هیچ هدفى نباشد، هیچ غایتى را جستجونکند؟ بعضى چنین فرض کرده‏اند که انسان مى‏خواهد آزاد مطلق زندگى‏کند.

 

پی‌نوشتها:

13) [به صورت کتاب مستقل منتشر شده است.]

14) [فلته یعنى واقعه غیرمنتظره و ناگهانى.]

15) [حدود ده ثانیه، نوار افتادگى دارد.]

16) [حدود پنج ثانیه، نوار افتادگى دار

  • موسویان

خدا در زندگى انسان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی