کلام فاخر

بینش مطهر

کلام فاخر

بینش مطهر

کلام فاخر

مقام معظم رهبری: مرحوم شهید مطهری مرد بسیار عمیق و با فکر و پُر مغزی بود؛ ایشان از دانشهای لازم برای این تحقیقات برخوردار بود؛ فلسفه می‌دانست،
کلام می‌دانست،
فقه می‌دانست،
تاریخ می‌دانست.
ایشان در هر بحثی وارد می‌شد، زوایای آن را کاوش می‌کرد؛ بنابراین آثار ایشان خیلی با ارزش است. من یک وقت به دوستان طلبه می‌گفتم اگر کسی فقط آثار ایشان را از اول تا آخر با دقت بخواند، کافی است که او را به یک سطح راقی از معارف عمیق اسلامی برساند. شما که اینها را تلخیص کرده‌اید و برنامه‌ریزی شده و شکل داده شده ارائه می‌دهید، خوب و بسیار با ارزش است.(Khamenei.ir)

نویسندگان

خدا در زندگى انسان / آیت‌الله شهید مرتضى مطهرى - بخش اول

موسویان | پنجشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۸ ق.ظ



 

اشاره: مرحوم استادشهید آیت‌الله مطهرى به راستی از متفکرانی بود که در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی دستی توانا داشت و با بیانی شیوا می‌توانست آنها را در اختیار عموم مردم قرار دهد و خلأهایی را پر کند. دریغ که دست ناپاک بدخواهان چنان گنج شایگانی را از جهان اسلام دریغ داشت. به مناسبت سالگرد شهادت آن ‏اسلام‏شناس بزرگ و فیلسوف و فقیه‏عالى‏مقام و حاصل عمر و پاره تن امام خمینى(ره)، طی چند شماره مطلب منتشر نشده‌ حاضر در اختیار خوانندگان گرامی قرار می‌گیرد.

«خدا در زندگى انسان» عنوان شش جلسه سخنرانى استادشهید در یکى از مساجد تهران است که در سال 1354 ایراد شده. قرائن نشان مى‏دهد مستمعین بیشتر از دانشجویان و تحصیل‌کردگان بوده‏اند و مطالب این سلسله سخنرانیها همچون سایر آثار آن ‏متفکر شهید متقن و غنى و داراى بیانى روشن و رسا وبسیار مفید و تأثیرگذار است. مطالعه این کتاب براى عموم مردم از نظر فکرى و معنوى مفید و آموزنده است. این مباحث بعد از سلسله مباحث دیگرى با عنوان «خدا در اندیشه انسان» ایراد شده و در واقع مکمل آن است؛ زیرا «خدا در اندیشه انسان» توحید نظرى را توضیح داده ‏است و «خدا در زندگى انسان» توحید عملى را.


از جمله موضوعات مورد بحث در این کتاب می‌توان به مقولات زیر اشاره کرد: مراتب چهارگانه توحید، توحید نظرى و توحید عملى، تأثیر اعتقاد به خدا در زندگى انسان، حقیقت توحید در کلام حضرت زهرا(س)، جهان‏بینى ثنوى و تثلیثی، جهان‏بینى ارباب انواعى، جهان‏بینى توحیدى، منشأ تعدد جهان‏بینى‏ها، مباحثه فروید و یونگ، انقلاب فکرى ریشه سایر انقلابها، توحید زیربناى طرح اصلاح جامعه اسلامى، ایمان به خدا اساس اندیشه و اراده انسان، مُدسازى یکى از نیرنگهاى دنیاى سرمایه‏دارى، راه معتدل خداشناسى، خداشناسى تجربى و ...

از انتشارات صدرا سپاسگزاریم که این کتاب ارجمند را در اختیار ما گذاشتند. گفتنی است که تنظیم و تدوین و ویرایش علمى این کتاب را جناب آقاى ‏دکتر على مطهرى (عضو هیأت علمى دانشکده الهیات دانشگاه تهران) انجام داده‌اند. از خداى متعال برای دست‌اندرکاران امر و از جمله ستاد نشر آثار استاد شهید و انتشارات صدرا توفیق خدمت و نشر هرچه بهتر آثار آن مرد الهی را مسئلت ‏مى‏کنیم.

***

ضرب اللهُ مثلاً رجُلاً فیه شُرکاءُ مُتشاکسون و رجُلاً سلماً لرجُل هل یستویان مثلاً الحمدلله بل اکثرُهُم لایعلمون.1یک مقدمه مختصر عرض بکنم که براى مطالبى که مى‏خواهم به عرض شما برسانم، ذکر این مقدمه ضرورى است. خداشناسى و به تعبیر دیگر «توحید» دو نوع ‏است، ما دو قسم توحید داریم: توحید نظرى و توحید عملى. براى اینکه این مطلب روشن بشود یک اصطلاح رایج میان متکلمین اسلامى را بیان می‌کنم تا اصطلاح «توحید نظرى و توحید عملى» روشن ‏بشود.

 

چهار مرتبه توحید

1. توحید در ذات (توحید ذاتى)

علماى اسلامى براى توحید چهار مرتبه قائلند: اول توحید در ذات.توحید در ذات یعنى چه؟ یعنى خداوند متعال مثل و مانند ندارد؛ مبدأ کل،خالق کل، واجب‏الوجود یکى است. قرآن توحید ذاتى را با این تعبیربیان کرده است: لیس کمثله شى‏ء.2 و یا در سوره مبارکه قُل هو اللهُ احدٌدر نمازها همیشه مى‏خوانیم: قُل هو اللهُ احدٌ. اللهُ الصّمدُ. لم یلد و لم یولد.و لم یکُن لهُ کُفُواً احد.3 آن قسمت آخر که مى‏گوید: و لم یکُن لهُ کُفُواً احد، معنایش توحید در ذات است؛ یعنى براى خدا مثل و مانند و همپایه‏و هم‏مرتبه وجود ندارد.

2. توحید در صفات (توحید صفتى)

نظر به اینکه ذات پروردگار داراى یک عده صفات است که در قرآن ‏مجید یاد شده است و ادله کلامى هم ثابت مى‏کند، [بحث توحید در صفات مطرح مى‏شود]. مى‏گوییم خدا علیم است، خدا قدیر است، خدا حىّ است، خدا سمیع است، خدا بصیراست. قرآن مى‏فرماید: هو اللهُ الذى لا اله الّا هو عالمُ الغیب و الشّهاده هو الرّحمنُ‏الرّحیم. هو اللهُ الذى لا اله الّا هو الملکُ القُدّوسُ السّلامُ‏ المؤمنُ المُهیمنُ العزیزُ الجبّارُ المُتکبّرُ سُبحان الله عمّایُشرکون.4

قرآن براى خدا صفات زیادى ذکر مى‏کند. این بحث براى علماى ‏اسلامى مطرح شده است که: آیا صفات حق با ذات حق یگانگى دارد یایگانگى ندارد؟ این از آن عمیق‏ترین مسائل کلامى و فلسفى است. ثابت ‏شده است که یگانگى دارد. قُل هو اللهُ احد.5 کلمه «احد» غیر از «واحد» است. وقتى مى‏گوییم «خدا واحد است»، توحید در ذات را مى‏گوییم. وقتى مى‏گوییم «خدا احد است» ،توحید در صفات را مى‏گوییم؛ یعنى در عین اینکه صفات زیاد دارد، در ذات او تجزّى و کثرت وجود ندارد، به‏اصطلاح احدىّ الذات است.

3. توحید در افعال (توحید فعلى)

مرحله سوم، توحید در افعال است. به عبارت دیگر فرمانرواى کل عالم ‏فقط و فقط خداست؛ یعنى تمام عالم و تمام ذرات عالم طبق خواست ومشیّت او گردش مى‏کند؛ این کارخانه عظیم غیرمتناهى عالم تمامش به ‏دست او مى‏چرخد و اراده اوست که این دستگاه بسیار عظیم را به وجودآورده است و او در اداره و فرماندهى عالم شریک و مثل و مانند ندارد. قرآن این را با این تعبیر مى‏گوید: قُل الحمدلله الذى لم یتّخذ ولداً و لم یکُن لهُ شریکٌ فى‏المُلک و لم یکُن لهُ ولىٌّ من الذُّلّ و کبّرهُ تکبیرا.6

کلمه «ملک» اسم الهى است، از اسماءالله است و در اسلام اگربنده‏اى را بخواهند به این اسم [و مانند آن] بنامند، باید با اضافه «عبد» بنامند؛ مثل اینکه بگوییم عبدالملک، عبدالعزیز، عبدالجبار، عبدالرحیم، عبدالرحمن. «ملک» اسم خداست. لفظ «ملک» از اسمائى است که‏ دلالت مى‏کند بر توحید در افعال.

معنى توحید در افعال به طور اجمال این است: خدا در فرماندهى‏کل عالم هیچ شریکى ندارد؛ اگر مى‏گوییم در عالم جبرائیلى هست که ‏ملک وحى است، اسرافیلى هست که ملک بعث است، میکائیلى هست‏که ملک رزق است، عزرائیلى هست که ملک قبض است، اگر مى‏گوییم ‏در عالم پیغمبرانى هستند، اگر مى‏گوییم اولیاى حق هستند، اگر مى‏گوییم‏نیروهایى در طبیعت هستند، انرژیها در عالم هستند، قدرتها در عالم‏ هستند، باید بدانیم تمام قدرتهاى عالم با مشیت او مى‏چرخند. اگر اراده‏ و مشیت او آنى از عالم گرفته بشود، گرفتن او کافى است براى کُن فیکون‏ شدن عالم. این را مى‏گویند توحید در افعال یا توحید فعلى. اوّلى توحید ذاتى، دومى توحید صفتى و سومى توحید فعلى نام گرفته است.

4. توحید در عبادت

مرحله چهارم توحید را علماى اسلام توحید در عبادت یا توحید در پرستش مى‏نامند. توحید در عبادت از یک نظر به انسان و از یک نظر به‏ خدا برمى‏گردد؛ از آن جهت که به خدا برمى‏گردد، یعنى جز ذات احدیت ‏هیچ موجودى شایستگى پرستش ندارد، مى‏خواهد ملک مقرّب باشد یا نبىّ مرسل و یا ولىّ خدا؛ یک ذات در عالم بیشتر شایستگى براى‏پرستش ندارد؛ و از آن جهت که به بنده مربوط مى‏شود، یعنى بندگان‏وظیفه دارند جز ذات حق معبود و الهى نگیرند. کلمه «لا اله الّا الله» بیشتر دلالت مى‏کند بر توحید در عبادت؛ یعنى معبودى، شایسته‏پرستشى غیر از ذات اقدس الهى وجود ندارد. مراتب توحید را به طوراختصار عرض کردم.

پس، از نظر علماى اسلامى ـ که تمام اینها از خود قرآن استنباط مى‏شود ـ توحید ذاتى داریم به حکم لیس کمثله شى‏ء7 و به حکم لم یکُن ‏لهُ کُفُواً احد،8 توحید صفاتى داریم به حکم قُل هو اللهُ احد،9 توحیدافعالى داریم به حکم لم یکُن لهُ شریکٌ فى المُلک،10 توحید در پرستش‏داریم به حکم هو اللهُ الذى لا اله الّا هو11و به حکم لا اله الّا الله.12

 

توحید نظرى و توحید عملى

در ابتداى سخنم عرض کردم که ما دو نوع توحید یا دو درجه ازتوحید داریم: توحید نظرى و توحید عملى. آیا مطلبى که من گفتم، یک‏ چیزى است غیر از آنچه تاکنون علماى اسلام گفته‏اند یا همان است؟همان است با تعبیر دیگر. آن سه قسم از توحید (یعنى توحید ذاتى، توحیدصفتى و توحید فعلى) توحید نظرى هستند و این قسم چهارم توحیدعملى است. آن سه قسم توحید همه مربوط به دانستن، اعتقاد پیدا کردن، فکرکردن و نظر است. نظر یعنى فکر. توحید ذاتى یک مسئله نظرى و فکرى‏است. توحید صفتى هم یک مسئله نظرى و فکرى است. توحید فعلى هم‏یک مسئله نظرى و فکرى است؛ ولى توحید درعبادت یک مسئله عملى‏است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1) زمر/ 29.

2) شورى/ 11.

3) توحید/ 4-1.

4) حشر/ 22 و 23.

5) توحید/ 1.

6) اسراء/ 111.

7) شورى/ 11.

8) توحید/ 4.

9) توحید/ 1.

10) اسراء/ 111.

11) حشر / 22.

12) صافّات/ 35.

  • موسویان

خدا در زندگى انسان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی