کلام فاخر

بینش مطهر

کلام فاخر

بینش مطهر

کلام فاخر

مقام معظم رهبری: مرحوم شهید مطهری مرد بسیار عمیق و با فکر و پُر مغزی بود؛ ایشان از دانشهای لازم برای این تحقیقات برخوردار بود؛ فلسفه می‌دانست،
کلام می‌دانست،
فقه می‌دانست،
تاریخ می‌دانست.
ایشان در هر بحثی وارد می‌شد، زوایای آن را کاوش می‌کرد؛ بنابراین آثار ایشان خیلی با ارزش است. من یک وقت به دوستان طلبه می‌گفتم اگر کسی فقط آثار ایشان را از اول تا آخر با دقت بخواند، کافی است که او را به یک سطح راقی از معارف عمیق اسلامی برساند. شما که اینها را تلخیص کرده‌اید و برنامه‌ریزی شده و شکل داده شده ارائه می‌دهید، خوب و بسیار با ارزش است.(Khamenei.ir)

نویسندگان

صفات مشترک برای خدا و انسان

موسویان | دوشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۴۱ ب.ظ

با توجه به اینکه بعضی از صفات و حالات متفاوت مثل رَحْم و غَضَب از جهت لغوی مشترکاً برای انسان و خداوند استعمال می‌شوند، باید برسی شود که با توجه به اینکه تغییر حلات نفسانی برای خداوند محال است، آیا این صفات معنای مشترکی در مورد انسان و خداوند دارند؟



در مورد معنای رحم و ترحم در اصل لغت به حالت نفسانی خاصی که موقع مشاهده منظره نیازمندان و بیچارگان دست می‏‌دهد گویند که ایجاد کننده انگیزه برای رفع نواقص و تأمین احتیاجات بیچارگان است.
این معنی اساسا بعد از تجزیه و تحلیل به "بخشش و عطا برای رفع نیازمندی‏‌ها" برمی‏‌گردد.


کما اینکه علامه طباطبایی می‌فرماید: جوهره معنای رحم و حقیقت آن، "بخشش و عطا برای رفع نیازمندی‏‌ها" است و هرگاه در مورد خداوند به کار رود، منظور همین معنی است، نه آن حالات تغییر نفسانی، که در انسان ایجاد می‌شود چون تغییر حالت برای ذات باری تعالی محال است.[۱]

در نقطه مقابل هم می‌شود همین بحث را مطرح نمود؛ مثلاً در مورد غضب: حالتی است که برای رفع ناملایمات و انتقام عارض انسان می‌شود ولیکن  در مورد خداوند در مورد خداوند دیگر صحبت از تغییر حالت از حال عادی به عصبانیت و غضب مطرح نیست بلکه غضب الهی عبارت از کیفر و عذاب مجرمان است.

در همین راستا یکی از یاران امام باقر(علیه‌السلام) گوید: از آن حضرت سئوال شد: چه می‏‌فرمایید در آیه "و من یحلّل علیه غضبی فقد هوی[طه، آیه ۸۱]، و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط می‏‌کند". مراد از غضب در این جا چیست؟ حضرت فرمودند: "همان عذاب است، چه اگر کسی بپندارد خداوند از حالتی به حالتی دیگر متحول می‏‌شود، او را به صفتی از صفات مخلوقات توصیف (تشبیه) نموده‌ است، زیرا خداوند را هیچ چیزی تحریک نکند تا او را دگرگون سازد".[۲]

با این مبنا به راحتی می‌توان معنای صفات الهی را درک نمود و خداوند را از حالات دگرگونی نفسانی مبرا  دانست.

همان گونه که رحمت الهی به معنی نعمت بخشی به بندگان و غضب الهی به معنی مجازات و مجرمان استدر مورد دیگر صفات نیز این چنین است. کما اینکه این عدم تفاوت حالت نفسانی خداوند در صفت انتقام بروز و نمایش بیشتری دارد که در مورد خدوند متعال محال است.

آیت الله مکارم شیرازی می‌فرماید: «انتقام» در اصل لغت و در فرهنگ قرآنی، به معنى کیفر دادن گناه کار است و مسلم است که مجازات گناه کاران گردنکش و ستمگر، نه تنها کار پسندیده‏اى است، بلکه صرف نظر کردن از آنها مخالف عدالت و حکمت است. در جمله بالا براى این که کافران بدانند این تهدید کاملا جدى است می فرماید: خداوند قادر است و به همین دلیل کسى نمی‌تواند در برابر تحقق یافتن تهدیدهاى او مقاومت کند، زیرا همان طور که او در جاى خود فوق العاده «رحیم و مهربان» است در برابر آنها که شایسته رحمت نیستند، عذابی شدید و انتقامی دردناک دارد.[۳]

-------------------------------------------

پی نوشت:

۱. ترجمه تفسیرالمیزان ، ج ۱، ص ۱۹
۲. اصول کافی، ج ۱، ص ۱۰
۳. تفسیر نمونه، ج‏۲، ص: ۴۲۱


منبع: رهروان ولایت

  • موسویان

خداشناسی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی